يحيى دولت آبادى
179
حيات يحيى ( فارسى )
معرفى گردند پىدرپى مرا ميخواهد به زحمت خود را به او رسانيده حاضرين همه حيرت ميكنند چه مطلب فوريست كه در اينوقت بايد محرمانه با من صحبت بدارد چون بنجوى ميپردازيم دو نفر از روحانيان منافق آهسته به يكديگر ميگويند مگر اين شخص ميگذارد ميان شاه و ملت اصلاح شود نگارنده ميشنود و نميتواند حقيقت حال را آشكار كرده بگويد آنكه نميخواهد بگذارد من نيستم بهرحال سيد بمحض شنيدن جواب يأس آميز ظل السلطان سربلند كرده برئيس مجلس ميگويد بسيار خوب آقايان وزراء معرفى گردند وزراء معرفى ميشوند و دولت مشروطه باز تشكيل مىشود و به ظاهر ميان شاه و ملت اصلاح ميگردد .